خرید بک لینک
دیوارجان لنون در پراگ است. در حالی که در طول زندگی کوتاه خودش هیچگاه به پراگ نرفته بود.این دیوار معمولی، از سال 1980 به نام دیوار لنون نامیده شد. زمانیکه مردم با الهام گرفتن از جان لنون، شروع به کشید

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

از شیرینی های سنتی معروف پراگ، شیرینی تردلینک یا تردلو هست. شیرینی خمیری تو خالی که شکرپاشی شده و معمولا داغ سرو می شود. به انتخاب مشتری، داخلش با بستنی، یا لایه های کرم، شکلات، کارامل، مربا پر می شود...طعم کرم دارش به شیرینی دانمارکی ( گل محمدی!) خیلی نزدیک است...

راستی مربای ( کم شیرین) سیب و دارچین همراه با پنکیک جزو انتخاب های معروف صبحانه در این شهر هست. به عنوان یکی از عشاق دیرینه مربا باید اینها را می گفتم، والا می مردم!

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

وینارنا چرتووکا، مشهور به باریک ترین خیابان جهان است. برخی منابع عرض آنرا پنجاه و جاهایی هفتاد سانتی متر ذکرکرده اند...بعدها در ورودی کوچه چراغ راهنمایی نصب شد. گمانم مشابه این کوچه و چراغ راهنمایی را در شهر رم هم دیده بودم. و احتمالا مشابه این کوچه در بافت قدیمی شهرهای ایران هم باشد...اما به هرحال این لقبی ست که به این کوچه داده اند، ما هم گفتیم چشم!

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

رودخانه ولتاوا طولانی ترین رودخانه چک می باشد. از جنگل های بوهم نشأت می گیرد و پس از گذشتن از پیچ و خم ها و سدهای فراوان به رود البه در آلمان می ریزد. رود البه همان رود زیبایی که از میان شهر برلین نی

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

در اتاق، کتاب عکسی بود از پراگ، همه سیاه و سفید و خیال انگیز. همراه با توضیحات پاورقی و گاهی شعر در کنار عکسها.

عکسی سیاه و سفید بود از درختان پرگل بهار پراگ. کنارش شعری نوشته بود که این طور آغاز می شد: پراگ، چرا اکنون باید تورا ترک کنم؟

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

کتاب، روایت آخرین هفته های زندگی و دست و پنجه کردن مادر سیمون دوبووار با بیماری و زندگی و مرگ است. روایتی صریح از احساسات بد و خوب بیمار و همراهان نزدیک بیمار...از همین کتاب: بعد مامان دوباره می خواب

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

پیوند کلیه شده. تحت پوشش خیریه ست. این بار که ازمایشاتش رو آورده بود، بی مقدمه گفت من می تونم برم کارت اهدای عضو بگیرم؟ داشتم داروهاشو می نوشتم، کمی مکث کردم. پرسید باید کجا برم فرم پر کنم؟ تا سرمو ب

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

کتاب را فقط به خاطر ترجمه « امیر مهدی حقیقت» گرفته بودم. حقیقت در ذهن من، برندی مطمئن برای ترجمه ست. کتاب مجموعه داستانهایی ست که اکثرا راوی ها بین بیست و پنج تا چهل سال دارند.و ماجرایی را در گذشته خو

برچسب: نویسنده: بهار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 13 تير 1398 ساعت: 0:40

صفحه بندی